تبلیغات
پرطرفدار - كارآفرینی
 
پرطرفدار
ایستادگی كن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند...
درباره وبلاگ


هرچه می خواهی آرزو كن هرجایی كه می خواهی برو هرچه كه می خواهی باش چون فقط یكبار زندگی می كنی و برای انجام آنچه می خواهی فقط یك شانس داری... هیچ كس مجبور نیست كاری انجام دهد كه دوست ندارد...
در این وبلاگ هر هفته یكی از بزرگان علم روانشناسی به همراه آثار وی معرفی خواهد شد.
پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید

مدیر وبلاگ : میترا علیزاده
نویسندگان
نظرسنجی
آیا محتوای وبلاگ مفید است؟





هر شکستی را مانند یک موفقیت ببینید

هر شکستی را یک موفقیت ببینید؛ فقط باید از اشتباه خود چیزهای جدید یاد بگیرید و روش خود را عوض کنید. گذشته همان افکار شما بوده و برای رسیدن به موفقیت در آینده نترس باشید. در یكی از وبلاگ های ایسنا آمده است: چرا می‌ترسیم؟ ترس چیزی نیست جز یک احساس و هیجان که آن را در ذهن خود می‌پرورانیم و مشکل از آنجا شروع می‌شود که این احساسات و هیجان‌ها بر زندگی ما اثر نا مطلوب می‌گذارند.

 

ما از انجام بعضی کارها وحشت داریم چون می‌ترسیم با شکست مواجه شویم این ممکن است به خاطر شکست‌هایی باشد که واقعاً در گذشته تجربه کرده‌ایم یا حتی واقعاً چنین شکستی را تجربه نکرده‌ایم ولی از اینکه ممکن است شکست بخوریم می‌ترسیم. بیشتر مواقع از چیزی می‌ترسیم که حتی یکبار با آن روبرو نشده‌ایم. آیا احمقانه نیست؟

 

حقیقت این است که ما می‌توانیم انواعی از شکست‌ها را در ذهن خود تصور کنیم. آنگاه باور می‌کنیم این شکست‌ها به حقیقت خواهد پیوست و حتی برای رسیدن به هدف تلاش هم نمی‌کنیم و همین‌جاست که دچار خطا شده‌ایم، چون به خاطر یک احتمال حتی از تلاش کردن می ترسیم و موفقیت بدون تلاش و کوشش معنایی ندارد. "مارک تواین" سخن جالبی در این زمینه دارد: «من در زندگی خود سختی‌های زیادی را تحمل کرده‌ام در حالیکه تعداد کمی از آنها واقعاً رخ داده‌اند.» منظور این است که بسیاری از این مشقات در ذهن او بوده‌اند.


اکنون این سؤال مطرح می‌شود که چه کسی می‌تواند واقعاً شکست و موفقیت را تعریف کند؟ آیا شما این کار را به درستی انجام می دهید؟ آیا شما تعاریف دیگران از موفقیت را قبول دارید؟ بعضی از افراد تعاریف سختگیرانه‌تری نسبت به دیگران دارند، قبول ندارید؟ برای این منظور از افراد مختلف سؤال شد شما موفقیت را چگونه تعریف می‌کنید؟ كه دو مورد از جواب‌ها این گونه بود: « هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوم و زنده‌ام و فرصت دارم، موفق هستم.» و دیگری« اگر در سال حداقل یك میلیون دلار درآمد داشته باشم، موفق هستم»

 

فرد اول تعریف خود را از موفقیت ساخته و رسیدن به این موفقیت نسبتاً ساده است اما فرد دوم تا زمانیکه یک میلیون دلار در سال به دست نیاورد احساس موفقیت نمی‌کند. البته اشتباه نکنید، اینگونه نیست كه شخص نباید اهداف بزرگ در زندگی خود داشته باشد بلکه سخن این است که هدف خود را با شادی به دست آورید تا اینکه با احساس رنج به دنبال بدست آوردن سعادت باشید. هر چه تعریف شما از موفقیت سختگیرانه تر باشد ترس بیشتری به آن اضافه کرده‌اید. پس اجازه ندهید تعاریفی که خود ساخته‌اید شما را محدود کند، بدتر از همه این است که به دیگران اجازه دهید این تعاریف را برای شما بسازند.

 

 تعاریف خود را بسازید. می‌توانید آن را سخت تر کنید تا احساس شکست به شما دست بدهد یا آن را ساده سازید تا احساس موفقیت کنید. با این روش شما ترس کمتری نسبت به اهداف خود در زندگی خواهید داشت. حال اگر بدانید که چه کاری می خواهید انجام دهید شکست نخواهید خورد. سعی کنید هر شکستی را مانند یک موفقیت ببینید. این کار ساده است چون هر شکستی که خورده‌اید به شما نشان داده که چه کاری را نباید انجام می‌دادید یا روش جدیدی در مقابل شما گشوده است. پس درحقیقت یک موفقیت کسب کرده‌ و به هدف خود نزدیکتر شده‌اید. به خاطر داشته باشید گذشته با آینده یکسان نیست و شکست دیروز مساوی با عواقب ناگوار آینده نیست.
تنها کاری که باید انجام دهید این است که از اشتباه خود چیزهای جدید یاد بگیرید و روش خود را عوض کنید. گذشته همان افکار شما بوده برای رسیدن به موفقیت در آینده نترس باشید.

 

 

 

یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید. هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید.

 

کسی که اشتباه نمی کند کسی است که هیچ کاری نمی کند.

 



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :