تبلیغات
پرطرفدار - جامع ترین بیوگرافی برایان تریسی
 
پرطرفدار
ایستادگی كن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند...
درباره وبلاگ


هرچه می خواهی آرزو كن هرجایی كه می خواهی برو هرچه كه می خواهی باش چون فقط یكبار زندگی می كنی و برای انجام آنچه می خواهی فقط یك شانس داری... هیچ كس مجبور نیست كاری انجام دهد كه دوست ندارد...
در این وبلاگ هر هفته یكی از بزرگان علم روانشناسی به همراه آثار وی معرفی خواهد شد.
پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید

مدیر وبلاگ : میترا علیزاده
نویسندگان
نظرسنجی
آیا محتوای وبلاگ مفید است؟





سه شنبه 29 شهریور 1390 :: نویسنده : میترا علیزاده

اگر شما هم به دنبال بهترین ها هستید با ما در خواندن این مطلب همراه شوید:

برایان تریسی کار خود را از صفر شروع کرد

 یکی از موفق ترین مشاوران تجارت در ایالات متحده و یکی از مشهورترین سخنرانان حرفه ای در جهان به شمار می رود . او سالانه با بیش از ۳۰۰ هزار نفر در سراسر جهان در مورد موضوعات بهره وری شخصی  و شرکتی صحبت می کند . برایان تریسی حدود سی کتاب نوشته که تعدادی از آنها به ۱۲ زبان ترجمه شده است . وی به ۸ کشور در ۵ قاره جهان مسافرت کرده و در آنجا کار کرده است . وی در رشته تجارت و مدیریت درجه دکترا دارد و تحصیلاتی نیز در زمینه تاریخ ، فلسفه ، علوم اقتصادی ، مذهب ، متافیزیک ، و روان شناسی دارا می باشد . برایان روشی عالی برای تبدیل ایده ها و دیدگاه ها به استراتژی های عملی دارد که سریع عمل می کنند و زود نتیجه می دهند .

وی مدیر سازمان جهانی مشاوره و آموزش برایان تریسی است که در ساحل سولانا واقع در کالیفرنیا قرار دارد.

 برایان متاهل است و چهار فرزند دارد .

 

به نظر نمی آمد انگیزه و آینده درخشانی داشته باشم

شروعی آهسته

زمانی كه 18 سال داشتم، تحصیلات دبیرستانی ام را نیمه كاره رها كردم. اولین شغلم، ظرف شویی در یك هتل كوچك بود. بعد از آن به شستن ماشین ها و سپس شستن زمین ها همراه یك موسسه خدمات نظافتی رو آوردم. چند سالی، بی اراده مشاغل مختلف كارگری را دنبال می كردم و از عرق جبین زندگی ام را تامین می كردم. در كارگاه ها و كارخانه ها و در مزارع و دامداری ها كار می كردم. با اره برقی و تبر به بریدن الوار های بلند مشغول بودم و چاه می كندم.به عنوان كارگر ساختمان در برج های بلند و به عنوان جاشو در كشتی های باركش نروژی در دریای آتلانتیك كار كردم. غالباً در ماشینم یا اتاق اجاره ای ارزان قیمتی می خوابیدم.23 ساله بودم كه در فصل درو به عنوان كارگر دوره گرد مزارع كار می كردم. در انبارهای غله بر روی كاه و یونجه می خوابیدم و با خانواده كشاورزان غذا می خوردم. تحصیلات و مهارت خاصی نداشتم و در پایان فصل درو بار دیگر بیكار شدم.

همِین طور ادامه داشت تا اینکه به خودم آمدم و دور برم را نگاه کردم و از خودم پرسیدم، چطوری است که آدم های دیگرروزگارشان بهتر از من است؟

 وقتی دیگر نتوانستم هیچ كار كارگری پیدا كنم، به شغل فروش كارمزدی رو آوردم.برای فروش اجناس، باید اداره به اداره تلفن می زدم و از دفتری به دفتر دیگر و از خانه ای به خانه دیگر می رفتم.اغلب تمام روز برای یك فروش كوچك و جزیی كار می كردم تا بتوانم كرایه اتاقم را بپردازم و حداقل شب ها برای خوابیدن جایی داشته باشم. این شروع خوبی برای زندگی نبود.

 

روزی كه زندگی ام تغییر كرد

 روزی تكه كاغذی برداشتم و روی آن هدفی بزرگ و جسورانه، یادداشت كردم. هدفم، كسب 1000 دلار درآمد ماهانه از طریق فروش خانه به خانه و اداره به اداره بود. كاغذ را تا كردم و كناری گذاشتم و هرگز نیز دوباره آن را نیافتم.

اما 30 روز بعد، همه زندگی ام تغییر كرده بود. در طی این مدت،  کاری کردم که زندگی مرا دگرگون کرد. به سراغ کسانی رفتم که در امر فروش موفق بودند و از آنها پرسیدم که چه کار میکنند.آنها هم به منگفتند. توصِیه های آنها را به کار بستم و میزان فروشم بالا رفت.  روشی را برای فروش كشف كرده بودم كه با آن درآمدم به سه برابر روز اول رسید. همزمان، مالكیت شركت به فرد دیگری كه به تازگی به شهرمان نقل مكان كرده بود واگذار شد.

دقیقاً 30 روز پس از نوشتن هدفم، صاحب جدید شركت، مرا به كناری برد و پیشنهاد كرد كه در ازای 1000 دلار در ماه، سرپرستی و آموزش دیگر افراد شاغل در بخش فروش را به عهده بگیرم و به آنها بیاموزم كه چگونه توانسته ام بیشتر از سایرین فروش انجام دهم.این پیشنهاد را پذیرفتم و از آن به بعد زندگی ام هرگز شبیه قبل از آن نشد.

ظرف 18 ماه، از آن شغل به شغل دیگری روی آوردم و سپس به كار دیگری وارد شدم. از یك فروشنده جز به یك مدیر فروش تبدیل شدم كه دیگران برایم می فروختند. نیروی فروش 95 نفره ای تحت سرپرستی و استخدام من بود آن زمان بیست و پنج سالم بود. تدریجاً از جایی كه نگران هزینه وعده بعد غذایم بودم به جایی رسیدم كه با كیف پولی پر از اسكناس های 20 دلاری قدم می زدم.

آموزش فروشندگانم را شروع كردم و به آنها آموختم كه چگون اهدافشان را بنویسند و چگون فروش بیشتر و موثرتری داشته باشند. تقریباً بلافاصله، آنها درآمدشان را حتی تا ده برابر افزایش می دادند.همین امروز بسیاری از آنها ثروتمندانی میلیونر و میلیاردر هستند.

در سال 1981 آموزش این روش را در كارگاه ها فكری و سمینارها آغاز كردم كه تا امروز به دو میلیون نفر در 25 كشور جهان آموزش داده شده است. این روند یاد گرفتن و به کار بستن آموخته هایم، زندگی مرا دگرگون کرد. هنوز هم در تعجبم که چه کار ساده ای و بدیهی است. فقط ببین آدم های موفق چه کار میکنند، بعد همان کار ها را بکن تا تو هم به همان نتایج برسی. وای عجب ایده ای

به بیان ساده ، بعضی ها به این دلیل بهتر از دیگران میشوند که برخی کار ها را طور دیگر انجام میدهند. علی الخصوص از وقت شان بسیاربسیار بهتر از آدم های معمولی استفاده می کنند.

من چون پیشنه ای اولیه نا موفق داشتم، سخت احساس حقارت و نا توانی پیدا کرده بودم در دام این تصورذهنی که آدم هائی که بهتر از من عمل می  کردند افتاده بودم . چیزیکه من یاد گرفتم این بود که ضرورتا این طوری ها هم نیست.آنها فقط به نحوه دیگری عمل می کردند، و چیزی که آنها به مدد عقل سلیم یاد گرفته اند، من هم میتوانم یادبگیرم. دیدم رازش را پیدا کردم، از این کشف خود خوشحال بودم، هم هیجان زده. فهمیدم که میتوانم زندگیم را عوض کنم و تقریبا به هر هدفی که در نظر بگیرم می توانم دست یابم به شرطی که بفهمم دیگران در آن زمینه چه کرده اند و من هم همانکار را بکنم تا به همان دستاوردهای آنان دست بیابم..

در کل این سالهای کاری به یک حقیقت ساده پی بردم. کلیدهمه ی موفقیت های بزرگ، دستاوردهای  کلان، احترام، مقام و موقعِیت و خوشبختی درزندگی آن است که بتوانی بر روی مهم ترین کار و وظیفه ات تمرکز کنی و فقط بدان بیندشی و آن را خوب انجام دهی و تا کاملا تمام نشده است، دست برنداری



نوع مطلب : برایان تریسی، 
برچسب ها : برایان تریسی، موفقیت، زندگینامه، بیوگرافی، درآمد، موفق، بهترین ها، اراده، برایان، زندگی، آرامش، بهترین، تریسی، خواستن، راه زندگی، براین تریسی،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :