تبلیغات
پرطرفدار - جامع ترین بیوگرافی آنتونی رابینز
 
پرطرفدار
ایستادگی كن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند...
درباره وبلاگ


هرچه می خواهی آرزو كن هرجایی كه می خواهی برو هرچه كه می خواهی باش چون فقط یكبار زندگی می كنی و برای انجام آنچه می خواهی فقط یك شانس داری... هیچ كس مجبور نیست كاری انجام دهد كه دوست ندارد...
در این وبلاگ هر هفته یكی از بزرگان علم روانشناسی به همراه آثار وی معرفی خواهد شد.
پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید

مدیر وبلاگ : میترا علیزاده
نویسندگان
نظرسنجی
آیا محتوای وبلاگ مفید است؟





شاید آنگونه كه باید نمی شناسیمش ،همانقدر كه در ایران ناشناس مانده است  در ایالات متحده، كانادا و بسیاری از كشورهای اروپایی شهرت فراوانی دارد.

 

آنتونی رابینز انسانی خودساخته است كه  در مدت كوتاهی خود را به ثروت، موفقیت و شهرت كم نظیری رساند و منشاء خدمات فرهنگی، آموزشی و درمانی ارزنده ای گردید. شهرت عمده او به خاطر سلسله كتاب هایش در زمینه موفقیت است. آنتونی رابینز بیش از نیمی از عمر خود را صرف کمک به دیگران کرده، تا عظمت وجود  خود را کشف نموده و آن را بهتر سازند.

 

جالب است بدانید که او به نوعی در عرصه ی سیاسی هم فعال است و بسیاری از رهبران بزرگ سیاسی از "میخائیل گورباچف" گرفته تا "هیلاری کلینتون"، شاگردی اش را کرده اند و در حال حاضر هم دست راست "آرنولد شوارتزنگر"، فرماندار بی نیاز از توصیف ایالت کالیفرنیای آمریکاست.

 

زندگی نامه

 

آنتونی رابینز ( ( Antony robinz در سال 1961 در خانواده ای نسبتاً فقیر به دنیا آمد. پس از گرفتن دیپلم متوسطه به كارهای گوناگون روی آورد، اما توفیق چندانی نیافت. در سن 22 سالگی در آپارتمان 40 متری محقری، زندگی مجرد فقیرانه ای داشت و به گفته ی خودش، ناچار بود ظرفهای غذای خود را در وان حمام بشوید.

 

 گذشته از گرفتاری های مالی، بر اثر پرخوری و بد خوراكی، بیش از یكصد و بیست كیلوگرم وزن داشت، و به علت چاقی، دچار تنبلی، بی حالی و خواب آلودگی شده بود. اما در عین فقر و فلاكت، رؤیاها و آرزوهای جاه طلبانه ای داشت، و در عالم خیال، خود را در قصر زیبایی در ساحل دریا و نزدیك جنگل سرسبزی مجسم می ساخت و برای خود همسری شایسته، اتومبیل گران قیمت و امكاناتی رویایی در نظر می گرفت.

 

 سر انجام مصمم شد كه با چاقی خود، مبارزه كند و برای رسیدن به این هدف به مطالعه ی چند كتاب پرداخت، اما مطالب آنها را ضد و نقیص یافت و آنها را دور انداخت.  پس از آن، برای كاهش وزن خود، راهی دیگر جست.  به فكر افتاد فردی را  كه از هر جهت سالم و دارای تناسب اندام باشد، پیدا كند و افكار، اعتقادات، و نحوه ی تغذیه او را سرمشق خود قرار دهد. این شیوه، مؤثر واقع شد و توانست در كمتر از دو ماه، بدون استفاده از رژیم غذایی و عمدتاً با شیوه های روانشناسی و كنترل فكر و ذهن، حدود پانزده كیلوگرم از وزن خود را كم كند، و با توجه به قامت بلند خود که در حدود دو متر بود، تناسب اندام خود را بدست آورد.

 

موفقیتی كه در زمینه كنترل وزن نصیب او شد، وی را به اندیشه وا داشت كه شاید این شیوه را بتوان در هر زمان، هر جا و هر زمینه، در مورد هر كسی بكار گرفت. ابتدا معتقد شد كه برای بدست آوردن و حفظ تناسب اندام، در وهله ی اول باید افكار، تصورات، و رفتارهای فردی  را كه از نظر وزن متناسب است  دریابیم. ببینیم  آن فرد  چه  می خورد، چه اندازه ای می خورد و چگونه می خورد. سپس او را سرمشق قرار دهیم و به همان نتیجه برسیم.

پس از آن معتقد شد كه ساختمان مغز و اعصاب افراد (بشر)، كم و بیش به هم شبیه است، پس اگر كسی در نقطه ای از دنیا توانسته است  كاری  بزرگ را به انجام برساند، من هم  كه دارای مغز و اعصاب مشابه او هستم می توانم عیناً همان كار را انجام دهم و به همان نتیجه برسم، به شرط آن كه از همان راهی كه او رفته است بروم و طرز تفكر و رفتارم شبیه او باشد.

 

او این طرز تلقی را مورد عمل قرار داد و به دیگران نیز توصیه نمود و نتایج را بررسی كرد و به درستی این عقیده ایمان یافت.

در این هنگام به مطالعه عمیق، كتب روانشناسی و شركت در كلاس های استادان این علم پرداخت و با فنون تازه ای از قبیل « برنامه ریزی عصبی ـ كلامی » و « روش های انجام بهینه كارها » آشنا گردید، و چون این شیوه ها را در مورد خود و دیگران به كار گرفت و به نتایج چشمگیری نایل شد، تدریجاً توجه افراد بسیاری به سوی او جلب گردید.

 

 در سال 1984 شیوه های تازه روانشناسی را برای تعدادی از قهرمانان ورزشی مورد آزمایش قرار داد و آثار آن در بازیهای المپیك 1984 نمایان گردید. پس از آن، ارتش آمریكا وی را برای تدریس روش های جدید یادگیری به نظامیان دعوت كرد. ضمن اجرای این طرح متوجه نقایص آموزشی ارتش در زمینه تیراندازی گردید و مدعی شد كه می تواند زمان برنامه های آموزشی مزبور را به نصف تقلیل دهد. ارتش با وی قرار داد بست تا چنانچه بتواند ادعاهای خود را عملاً به اثبات برساند، دستمزد قابل توجهی به او بدهد. او نه تنها توانست مدت این دوره را به كمتر از نصف برساند، بلكه درصد قبولی شركت كنندگان را كه تا آن زمان به طور متوسط 70% بود، به 100% افزایش داد. قابل توجه اینكه خود  وی تیر اندازی نمی دانست و از اسلحه و جنگ تنفر داشت و آنچه مایع توفیق او شد، اطلاعات عمیق روانشناسی، لحن نافذ و احاطه به اصول آموزش و نحوه یادگیری بود.

 

این موفقیت ها، پاداشهای مادی و معنوی فراوانی به همراه داشت. پله های بعدی موفقیت را به سرعت طی كرد و به زودی به همه آرزوها و خواسته های خود رسید. در كمتر از دو سال، با همسر دلخواه خود ازدواج كرد. قصر زیبایی در سواحل سرسبز « سن دیه گو » خرید كه از طرفی  مشرف  به  دریا بود. اتومبیل و وسایل زندگی  خود را مطابق با آنچه  در رویاهای جوانی خود می دید، تهیه كرد. به كمك دوستانش شركتی را تأسیس كرد كه نامش را « بنیاد رابینز » ، گذاشتند که به منظور کمک به افراد برای رسیدن به موفقیتهای فردی و حرفه ای تأسیس شده است و سالانه  دهها هزار نفر را آموزش می دهد.

 

رابینز برای بهبود عملکرد کارکنان ، با سازمانهایی از قبیل IBM، American express ، Mac Daglas ، AT&T و ارتش ایالات متحده و همچنین تیمهای ورزشی لس آنجلس و قهرمانان مدال طلای المپیک همکاری کرد. وی همچنین مورد مشاوره ی بسیاری از چهره های معروف جهانی بوده و درمورد بازسازی شهر شفیلد که چهارمین شهر بزرگ انگلستان است نیز طرف مشورت بوده است.

 

تونی، سمینارها و سخنرانی های متعددی را در شهرهای مختلف اجرا كرد و برنامه های آموزشی فراوان را برای خردسالان، بزرگسالان، معلولین و عقب افتادگان ذهنی ترتیب داد و در سال 1991 بنیادی غیرانتفاعی را بوجود آورد که هدفش کمک به کودکان عقب مانده ، افراد بی خانمان ، سالمندان و زندانیان است . با شیوه های روان درمانی خاص خود، بسیاری ازافراد را از چنگال یأس ها، افسردگی ها و ترسهای بی دلیل ( نظیر ترس از تاریكی، جمعیت، ارتفاع، مرگ و نظایر آن ) نجات داد و به شهرها و كشورهای متعدد مسافرت كرد و مورد مشورت افرادی از طبقات مختلف نظیر رؤسای جمهوری، مدیران، صاحبان صنایع و بازرگانان واقع شد و در سمینارهای او گروه های بیشماری شركت كردند.

 از طریق مطبوعات و برنامه های هفتگی تلویزیونی به اشاعه افكار و عقاید خود پرداخت. در ضمن، برنامه ی « عبور از روی آتش »  او كه بخش  كوچكی از محتوای  سمینارهای  او را تشكیل می داد و به منظور ایجاد اعتماد به نفس در شركت كنندگان طرح شده بود توجه مطبوعات و رسانه های گروهی را جلب كرد.

 

 اجرای  سمینارها و برنامه های  تلویزیونی  نامبرده  شده تا این زمان همچنان  ادامه دارد  و همه ی هفته، بینندگان مشتاق، برنامه های او را از تلویزیون مشاهده می كنند.

علاقه ی  خاص رابینز به این است تا با کمک  به افراد ، جهان  را جای بهتری  برای زیستن بسازد ، و به  افراد جامعه  کمک کند تا سرنوشت خود را به دست گیرند ، روابط  خود  را باافراد  جامعه  بهتر سازند ، به دنبال هدف های ارزشمند  زندگی خود  بروند ، بر ناکامی های عاطفی یا مالی غلبه کنند و به سهم خود به جامعه و کشور خدمت نمایند.

 

رابینز، در سال 1986، در حالی كه بیش از 25 سال نداشت، حاصل اندیشه ها و تجربه های عملی خود را در كتابش به نام « به سوی كامیابی » به رشته تحریر كشید و در آن رازهای موفقیت خود و بسیاری از افراد موفق را آشكار ساخت. این كتاب در 1987، عنوان پرفروش ترین كتاب را به خود اختصاص داد.

در سال 1991 كتاب دیگری به نام بسوی كامیابی 2 ( نیروی عظیم درون را فعال كنید ) به رشته تحریر در آورد. این كتاب نیز مانند كتاب قبلی به عنوان پرفروش ترین كتاب سال انتخاب شد. سال 1371 این دو كتاب توسط آقای مهدی مجرد زاده كرمانی ترجمه و در دسترس ایرانیانی قرار گرفت كه به دنبال تغییرات عظیم در زندگی خود و دیگران بودند.


خود او در پشت جلد كتاب بسوی كامیابی چنین می نویسد: " شما نیز مانند سایر افراد موفق، می توانید به سوی كامیابی گام بردارید. می توانید به همه خواسته ها و آرزوهای خود در زندگی برسید. می توانید پدر یا مادری بهتر، دوستی صمیمی تر، همسری شایسته ، بازرگانی موفق تر، مدیری كاردان تر یا قهرمانی نیرومند تر باشید. می توانید كلامی نافذ داشته باشید و با اشخاص، فوراً صمیمی شوید. می توانید جسمی سالم و اندامی متناسب داشته باشید.

می توانید به كمك پنج كلید طلایی، به ثروت وخوشبختی برسید. می توانید ترس، نگرانی، افسردگی و یا هر نوع عادت نامطلوب را ازخود دور كنید. می توانید با اراده و مصمم باشید و حتی از روی خرمنی از آتش به سلامت عبور كنید."

 

آرابینز از روشهای گوناگونی برای بالا بردن سطح زندگی خود و دیگران استفاده می نماید. اعتقاد او بر این است که فرایند  تفکر و ارزیابی چیزی جز پرسش و پاسخ درونی نمی باشد. می دانیم که نحوه تفکر و ارزیابی ما ( که خود ارزیابی هم به عوامل گوناگون  درموقعیت ارزیابی بستگی دارد ) احساس ما را شکل می دهد و با توجه به اینکه یک شخص هر چه هم که عاقل و بالغ باشد بر اساس احساسات خود ونه بر اساس فکر خود عمل می کند، پس نوع احساس ما در هر لحظه، رفتار ما را شکل داده و این رفتارها و عادت هایی که شاید بسیاری از مواقع متوجه میزان بازدارند گی آنها نیز نمی شویم، نهایتاً سرنوشت ما را شکل می دهند.





نوع مطلب : موفقیت، آنتونی رابینز، 
برچسب ها : زندگینامه، بیوگرافی، آنتونی رابینز، تونی، موفقیت، پیروزی، زندگی بهتر، روانشناسی، رابینز،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :