تبلیغات
پرطرفدار - موفقیت نامحدود در 20 روز (2)
 
پرطرفدار
ایستادگی كن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند...
درباره وبلاگ


هرچه می خواهی آرزو كن هرجایی كه می خواهی برو هرچه كه می خواهی باش چون فقط یكبار زندگی می كنی و برای انجام آنچه می خواهی فقط یك شانس داری... هیچ كس مجبور نیست كاری انجام دهد كه دوست ندارد...
در این وبلاگ هر هفته یكی از بزرگان علم روانشناسی به همراه آثار وی معرفی خواهد شد.
پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید

مدیر وبلاگ : میترا علیزاده
نویسندگان
نظرسنجی
آیا محتوای وبلاگ مفید است؟





پنجشنبه 7 مهر 1390 :: نویسنده : میترا علیزاده

روز دوم

نیروهای كنترل كننده‌ی زندگی


به روز دوم از برنامه قدرت درونی خوش آمدید،در قسمت قبل از این صحبت كردیم كه چه چیزی می تواند شما را به موفقیت برساند پاسخ این بود«قدرت درونی»

اگر به این قدرت دست یابید آمادگی لازم جهت شروع هركاری و پیگیری آن را خواهید داشت.

 

آیا تمرینات خود را انجام داده‌اید؟ اگر پاسخ‌تان منفی است لطفاً همین حالا دست به كار شوید و تا زمانیكه تمرینات خود را انجام نداده‌اید خواندن مطالب مربوط به روز دوم را آغاز نكنید.

 

هدف این است: بیاموزید قدرت درونی خود را به كار گیرید چه عالی! پس هدفمان مشخص شد مهم‌ترین ابزار موفقیت توانایی شناخت هدفی است كه می‌خواهید به ان دست یابید.
پس ابتدا اهداف را بشناسید و سپس تا زمان در آغوش گرفتن موفقیت، با حفظ قابلیت انعطاف پذری آن را دنبال كنید.
بسیار ساده است، این طور نیست؟ پس چرا این كار را نمی‌كنیم؟

به كار گیری آموخته‌ها

آنچه را می‌آموزید به كا ببندید استفاده نكردن از آموخته‌ها بزرگترین اشتباهی است كه ممكن است از كسی سر بزند اگر شما نیز تاكنون كتابهای زیادی خوانده‌اید اما هنوز مدام از خود می‌پرسید چرا به قوانین این كتاب عمل نكردم؟
می‌دانستم بدان نیاز دارم اما چرا شروع نكردم؟ چه چیز مانع حركت من است؟ به شما توصیه می‌كنم این فصل را با دقت بیشتری بخوانید چرا كه مخصوص شماست.

احساس رنج و خوشی،كلید انتخاب
رفتار آدمی تحت كنترل دو نیرو است، به عبارن دیگر دو نیروی كششی ما را در مسیر زندگی به جلو یا عقب می‌برند:‌فرار از ناراحتی و اشتیاق رسیدن به خوشی


این دو نیرو عامل اصلی حركت هر بشری در این دنیاست اگر كاری نمی‌كنیم به این دلیل است كه تصور می‌كنیم شروع تلاش، ناخوشایندتر از انجام ندادن است، به عبارت دیگر معتقدیم با بیكار نشستن، درد و ناراحت كمتری به سراغتان خواهد آمد شاید بگویید:
«نه تونی، این طور نیست من می‌دانم اگر این كار را شروع یا تكمیل كنم از خوشی حاصل از موفقیت در آن بهره‌مند خواهم شد» بله، مسلماً اما در ناخودآگاه شما ثبت شده است برای این كه كاری را انجام دهید، باید ناراحتی زیادی تحمل كنید و اكنون، این ناراحتی برای شما به مراتب ملموس‌تر است. در حالیكه شاید خوشی ناشی از موفقیت هیچ گاه به حقیقت نپیوندد این طور نیست؟


میل به خوشی و فرار از ناراحتی مكانیسمی طبیعی است كه تنها در كنترل مغز قرار دارد هر گاه بخواهید كاری انجام دهید كه معتقدید درد و ناراحتی به دنبال خواهد داشت مغز سر در گم می‌شود و نمی‌تواند سر سوزنی به شما كمك كند تنها چیزی كه از این تلاش به دست می‌آورید یاس و ناامیدی است. خوب پس چه باید كرد؟


همه می‌دانیم جهت ایجاد یك تغییر مهم در زندگی نباید وقت را تلف كردبنابر این تنها یك راه باقی است
برای ایجاد تغییرات دائمی باید حتماً نحوه‌ی شكل گیری احساس لذت و ناراحتی را تغییر داد
چگونه؟
كدام را انتخاب خواهید كرد؟
هنگام شروع یا عدم شروع هر كار نیاز به اجتناب از ناراحتی بسیار قوی‌تر از میل به لذت و خوشی است.
بر اساس تحقیقاتم در مورد رفتارهای بشری به این نتیجه رسیده‌ام كه همه‌ی مردم تقریباً هر كاری را به دلیل اجتناب از ناراحتی انجام می‌دهند.
حال سوالی از شما دارم اگر قرار باشد بین دو مساله‌‌ی ناراحت كننده یكی را انتخاب كنید چه می‌كنید؟ همه‌ی ما در چنین برزخی گیر افتاده‌ایم.

 
اغلب دانشجویان كارهای پایان ترم خود را یك هفته قبل از امتحانات و یا حتی درست شب قبل از پایان ترم تمام می‌كنند چرا؟ تمام طول ترم را صرف كارهای پایان ترم كردن اصلاً خوشایند نیست! و برای اكثر دانشجویان شروع این كار ناخوشایند بسیار سخت است، اما شب قبل از امتحان، وقتی كه هیچ كاری انجام نداده‌اند تصور شكست در امتحانات برای‌شان بسیار ملموس می‌شود و در واقع طعم احساسی ناخوشایندتر از (كار نكردن) را می‌چشند و برای فرار از این ناراحتی، بلافاصله دست به كار می‌شوند. برای این كه بتوانید به راحتی ازعهده‌ی كارهای پایان ترم خود برآیید باید این دو ناراحتی را در دو كفه‌ی ترازو بگذارید: درد و رنج ناشی از كار یا طعم تلخ شكست در امتحانات؟ هر زمان كه باید بین دو ناراحتی یكی را انتخاب كنید،‌همین روش را در پیش گیرید. دو ناراحتی را در دو كفه‌ی ترازو قرار دهید.

اغلب مردمان موفق به چنین تعادلی دست یافته‌اند
آنها نیروهای كشش به سوی خوشی ودانش از ناراحتی را كه در زندگی سررشته‌ی همه‌ی امور را به دست دارند، تحت كنترل گرفته‌اند. مسلماً شما نیز بارها در چنین موقعیتی بوده‌اید ممكن است روزها و روزها دست به كاری كه برای زندگی‌تان بسیار سرنوشت ساز بوده است نزده‌اید
اما روزی به یكباره منفجر شده‌اید
به خود گفته‌اید «هی تكان بخور!باید این كار را تمام كنی همین الان» زیرا به وضوح احساس كرده‌اید كه انجام
ندادن كار به مراتب دردناك‌تر و ناخوشایند‌تر از اتمام آن است
ایجاد تغییر ................................................................
كلید تغییر یافتن معكوس كردن چگونگی شكل گیری احساس رنج و خوشی است
شاید شما نیز كسانی را بشناسید كه مرتب می‌گویند: دیگر وقتش رسیده كه ازدواج كنم. آنها معتقدند ازدواج به معنای به دست آوردن امتیازات متعددی است: لذت، خوشحالی، امنیت و والاتر از همه نوعی حالت روحی ناب احساس یكی شدن اما به محض این كه موقعیت ازدواج برایشان پیش می‌آید ناگهان پا پس می‌كشند چون در ناخود آگاه آنها ازدواج به معنای سلب آزادی است.
حتی برخی معتقدند ازدواج موفق، امری دست نیافتنی در جهان است!! كسی كه دوستش داری بالاخره تو را ترك خواهد كرد و قلبت را می‌شكند! آیا تاكنون طعم چنین شكستی را چشیده‌اید؟! اگر نه، پس حتماى در آینده خواهید چشید!
اما اگر می‌خواهید ازدواج كنید و به تمام آنچه با ازدواج به دست می‌آید دست یابید باید تحمل رنجش و ناراحتی را نیز داشته باشید.
اشتباه نكنید من از ان كسانی نیستم كه می‌گویند فقط مثبت باشید برخی توصیه می‌كنند به باغ نگاه كنید و بگویید در این باغ زیبا هیچ علف هرزی نیست. مرتب به خود تلقین كنید كه همه چیز رو به راه هست تا حتماً موفق شوید نه، من می‌گویم این باغ زیباست اما داخل آن پر از علف‌های هرز است پس اگر می‌خواهی از دیدن آن لذت ببری راه بیفت
علفها را از ریشه بكن ننشین و مرتب با خود تكرار كن كه خدایا چرا در باغ زندگی من علف هرز هست؟ نگو خداوندا چرا این قدر با من نامهربانی!! حركت كن بدان كه ناراحتی‌ها و ناملایمات هم بخشی از زندگی هستند ممكن است دیگران تو را ناراحت كنند و از تو انتظار گوناگون داشته باشند، اما تو نیز از دیگران متوقع هستی، مگر نه؟ تو نیز بارها دیگران را ناراحت كرده‌ای.
اغلب مردم تمایلی به روبه رو شدن با مشكلات ندارند اكثر ما از آنچه در ذهن‌مان موجب ایجاد احساس رنج و شادی می‌شود آگاه نیستیم و به همین دلیل زندگی‌مان به جای این كه در كنترل خودمان باشد در كشاكش بین این دو نیرو قرار دارد لذا باید نحوه شكل گرفتن لذت و ناراحتی را در خود تغییر دهید
محركهای زندگی ...............................................................
همان طور كه ذكر شد، دو نیروی میل به لذت و اجتناب از ناراحتی، قوی‌ترین محركهای زندگی‌اند و سازندگان آگهی‌ها تجارتی به خوبی این حقیقت را شناخته‌اند به آگهی‌های بازرگانی تلویزیون خوب نگاه كنید آیا این گونه نیست؟ سازندگان آگهی‌های بازرگانی هیچ وقت در نمایشهای خود نمی‌گویند «آقایان و خانمها لطفاً هر چه زودتر بیایید و محصولات ما را بخرید» امروزه اغلب ما بدون این كه نیاز داشته باشیم محصولاتی كه تبلیغشان را در تلویزیون می‌بینیم، می‌خریم زیرا آگهی‌های تلویزیونی در ذهن ما حلقه‌های ارتباطی قوی بین كسب لذت و خوشی یا گریز از ناراحتی، و محصول خود به وجود آورده‌اند شركت پپسی كولا برای فروش نوشابه خود از مایكل جكسون كمك گرفته است مایكل در طول روز اصلاً پپسی كولا نمی‌نوشد. اما برای 80ثانیه نمایش تبلیغاتی پپسی كولا 15میلیون دلار! دریافت كرده است اما چرا شركت پپسی كولا حاضر است چنین مبلغ گزافی را به مایكل جكسون بپردازد؟ بسیاری از مردم آمریكا صدای مایكل را دوست دارند و با شنیدن آهنگهای او احساس خوشحالی می‌كنند تا حدی كه كاستهای او بیش از هر خواننده‌ی دیگری در تاریخ موسیقی به فروش رسیده است شركت پپسی كولا نیز می‌خواهد مردم همین احساس را نسبت به محصولاتشان داشته باشند چگونه؟ با شرطی سازی مردم زمانی كه بارها تصویر و صدای مایكل جكسون همراه با آرم پپسی كولا از تلویزیون پخش شود در ذهن مردم احساس لذت و خوشی با پپسی كولا نیز مزتبط می‌گردد.
نقطه‌ی عطف ............................................................................
دانستیم كه اجتناب از ناراحتی مهم‌ترین دلیل برای شروع یا كنار گذاشتن هر كاری است.
هیچ تغییری در زندگی‌مان رخ نخواهد داد مگر اینكه به دلیل وضعیتی به حد كافی احساس ناراحتی كنیم و درك كنیم كه تحمل هر سختی بهتر از پذیرش موقعیت كنونی است.
در كتاب تاجران موفق جهان نوشته «ای جی ماندو» می‌خوانیم: مردی كه ابتدا میخواره بود، هیچ آینده‌ای در پیش رو نداشت و در خیابان زندگی می‌كرد روزی او برای فرار از سرما پناهی جز كتابخانه عمومی شهر نمی‌یابد در آنجا او شروع به كتاب خواندن می‌كند ناگهان در می‌یابد كه زندگی‌اش به قدری اسفناك و بی‌فایده است كه دیگر نمی‌‌‌خواهد به این شكل زندگی كند او آنقدر از این زندگی بیزار شده بود كه به هیچ قیمتی حاضر به ادامه‌ی آن نبود بنابر این فكر كرد و به این نتیجه رسید كه برای دستیابی به خوشی باید بیشتر بیاموزد او آنقدر خواند كه توانست سردبیر مجله‌ِ موفقیت شود سپس كار با گروه «دابلیو -كراون »را آغاز كرد و پله‌های ترقی را یكی یكی بالا رفت
افراد بسیاری به واسطه‌ی ناراحتی به موفقیت دست یافته‌اند
هر كار دو چهره دارد درباره‌ی هر كدام فكر كنید نتیجه‌ِ متفاوتی به دست خواهید آورد اگر بر دشواری و سختی كار تمركز كنید انجام آن برایتان غیر ممكن و یا دست كم بسیار رنجآور خواهد بود اما اگر به تنتیجه‌ای موفقیت آمیز و احساس خوشی كه پس از انجام كار به دست خواهید آورد متمركز شوید انجام آن بسیار لذت بخش خواهد بود.
فكرتان را به هر چیز متمركز كنید همان حقیقت خواهد یافت.
شكلات دوست دارید؟ بله؟ اما آیا تاكنون شده است بر میل به خوردن شكلات غلبه كنید؟ چگونه؟ اگر تنها در فكر لذت خوردن شكلات باشید قادر نخواهید بود از خوردنتان چشم بپوشید اما اگر هنگام دیدن شكلات ذهن‌تان را فقط بر چاقی و نامتناسب شدن شكل بدنتان متمركز كنید و به خود بقبولانید كه با خوردن شكلات احساس بدی خواهید داشت رفتارتان مسلماً تغییر می‌یابد و حتی حاضر نخواهید بود به شكلات دست بزنید
اگر می‌خواهید كاری را شروع كنید باید به این نتیجه برسید كه عمل نكردن دردناك‌تر از به پایان رساندن آن كار به عبارت دیگر در ذهن خود به پایان رساندن این كار را با خوشی و دست نزدن به آن را با ناراحتی ربط دهید همان كاری كه تبلیغات تلویزیون با شما می‌كند اگر تصور می‌كنید میزان درآمد شما اصلاً رضایت بخش نیست تنها به این دلیل است كه در ذهن خود كسب درآمد را با ناراحتی ارتباط داده‌اید تعجب نكنید، درست فهمیده‌اید جای در گوشه و كنار مغز شما این باور لانه كرده است كه برای به دست آوردن پول باید ناراحتی زیادی تحمل كرد
برخی خیال می‌كنند برای پول درآوردن باید از استراحت و تفریح گذشت! دیگر نمی‌توان چون گذشته با خانواده بود! بعضی معتقدند برای كسب پول بیشتر باید با دیگران شریك شد.
آنها با خود می‌گویند «از میان این افراد بالاخره یكی به من خیانت می‌كند و روزی ناگهان همه چیز را از دست خواهم داد» عده‌ای هم معتقدند كه با پولدار شدن دوستان فعلی‌ام را از دست خواهم داد و تنها خواهم شد. مسلم است كه با چنین تفكری هیچ گاه نخواهید توانست كاری را برای كسب درآمد بیشتر آغاز كنید.
ترازوی ذهن .............................................................
مغز شما دارای ترازوی بسیار دقیقی است هنگام شروع هر كار، ناراحتی و خوشی حاصل از این كار با این ترازو سنجیده می‌شود، اگر كفه‌ی ناراحتی سنگین‌تر باشد تمایلی برای شروع آن كار نخواهید داشت. شما می‌گوئید: «پول یعنی آزادی بیشتر می‌توانم با پولی كه دارم به دوستانم كمك كنم، برای فرزندانم هدیه بخرم،‌به مسافرت دور دنیا بروم و معلوماتم را بیشتر كنم و حتی بهترین مربیها را در اختیار داشته باشم اما در همان زمان مغزتان به شما آنچه را كه در پاراگرافهای گذشته آمد ندا می‌دهد (نرسیدن به خانواده-خیانت شریك -از دست دادن تفریحات و دوستان و ...) اگر می‌خواهید از شر بدی‌های خود خلاص شوید و یا با درآمد بیشتر،‌راحت‌تر زندگی كنید باید یك بار و برای همیشه تصمیم بگیرید نحوه‌ی تمركز ذهن‌تان را تغییر دهید ترازوی خود را به درستی بكار برید.
باید فكرتان را به آن جنبه‌هایی از پول متمركز كنید كه یادآور خوشی است.


تمرین امروز (هفته اول روز دوم )

دفترچه موفقیت خود را بیاورید و شروع كنید:


1-چهار عملی را كه مدتهاست انجام‌شان را به تعویق انداخته‌اید یادداشت كنید.
مثلاً می‌خواهید سیگار را ترك كنید، به یكی از دوستانتان زنگ بزنید، در پی شغلی باشید به كسی بگویید كه خیلی دوستش دارید و ... لازم نیست این چهار عمل خیلی دشوار و پیچیده باشد چهار كار بسیار ساده، نه، نگوئید فردا، همین الان این كار را انجام دهید زیرا فردا كارهای بیشتری برای انجام دادن خواهید داشت هر روز نیروی درونی‌تان بیشتر می‌شود و متوجه می‌شوید تمایل بیشتری برای به پایان رساند كارهای عقب افتاده‌تان دارید.
2-بنویسید كه تصور می‌كنید با انجام این كار چه ناراحتی‌هایی را باید تحمل كنید

اگر پاسخ می‌دهید «هیچ »‌باید بیشتر دراین باره فكر كنید شاید ناراحتی شما چیزی باشد كه شما در ظاهر چندان مهم نیست. مثلاً شاید از صرف كردن زمان برای این كار احساس ناخوشایندی می‌كنید.
3-بنویسید از انجام ندادن این كار چه لذتی عایدتان می شود،

مثلاشما مطمئن‌اید كه باید وزن خود را كاهش دهید زیرا اندام نامتناسبی دارید ولی سلامتی‌تان در خطر است اما این كار را مرتب به تعویق می‌اندازید زیرا هر بار از خوردن شكلات و شیرینی لذت می‌‌برید.

 
4-از شما می‌خواهم از خود چند سوال كنید، مثلاً: با پرخوری چه چیزی به دست خواهم آورد؟ یا اگر سیگار كشیدن را كنار نگذارم چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر به خواستگاری كسی كه دوستش دارم نروم چه روی خواهد داد؟ با خود رو راست باشید اگر به این مسائل نپردازید در طی 2،3،4یا 5سال آینده وضعیت‌تان چگونه خواهد بود؟ چاق خواهید شد و ... نه اینها كافی نیست به یك جواب كوتاه بسنده نكنید به خاطر داشته باشید
آنچه ما را در زندگی راهنمایی می‌كند احساس ماست نه هوش و ذكاوتمان. 
5.حالا گام آخر را بردارید.فهرست
بزرگی از تمام احساسات كه همین الان یا بعدها به واسطه این اقدامات به دست می‌آورید تهیه كنید.
احساس می‌كنم:
زندگی را تحت كنترل دارم، شناخت بیشتری از زندگی به دست آورده‌ام بیش از قبل مسئولیت پذیر هستم، اعتماد به نفس بیشتری به دست آورده‌ام سلامتی و انرژی بیشتری دارم، .....
این كارها را به فردا موكول نكنید -لطفاً همین الان آنرا انجام دهید.
تا بعد.....





نوع مطلب : آنتونی رابینز، موفقیت، 
برچسب ها : موفقیت نامحدود، آنتونی رابینز، تونی رابینز، موفقیت، 20 روز،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :