تبلیغات
پرطرفدار - موفقیت نامحدود در 20 روز (3)
 
پرطرفدار
ایستادگی كن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند...
درباره وبلاگ


هرچه می خواهی آرزو كن هرجایی كه می خواهی برو هرچه كه می خواهی باش چون فقط یكبار زندگی می كنی و برای انجام آنچه می خواهی فقط یك شانس داری... هیچ كس مجبور نیست كاری انجام دهد كه دوست ندارد...
در این وبلاگ هر هفته یكی از بزرگان علم روانشناسی به همراه آثار وی معرفی خواهد شد.
پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید

مدیر وبلاگ : میترا علیزاده
نویسندگان
نظرسنجی
آیا محتوای وبلاگ مفید است؟





روز سوم

حلقه های ارتباطی

امروز روز سوم برنامه‌ی ماست
 از این كه هنوز برنامه‌ی دستیابی به قدرت درونی را دنبال می‌كنید بسیار خوشحالم. آیا تمرین‌های مربوط به روز دوم را انجام دادید؟ اگر انجام نداده‌اید همین الان دست به كار شوید و تمرینات گذشته را انجام دهید و سپس به سراغ تمرینات امروز بروید.

آنچه در دو روز گذشته آموختید در بخشهای قبلی دانستید برای آنكه بتوانید در زندگی به نتایج دلخواهتان برسید باید  از قدرت درونی كمك بگیرید قدرت درونی یعنی توانایی شروع به كار، یعنی اینكه بتوانیم در هر موقعیتی راه‌مان را به روشنی بیابیم یعنی شروع كردن و پیگیری نمودن، یعنی بدانیم كاری كه آغاز كرده‌ایم عملی است یا خیر، یعنی آنقدر در روشهای خود انعطاف پذیر باشیم كه بتوانیم به نتایج مورد نظرمان برسیم.

برای اینكه به قدرت درونی دست یابیم باید الگوی افراد موفق را دنبال كنیم اما فقط همین! پس چرا همه این كار را نمی‌كنند؟ پاسخ این است به دلیل ترس، به ویژه ترس از ناراحتی انسانها را از عمل باز می‌دارد.
ناراحتی از شكست، از شنیدن پاسخ منفی، از هر چه ممكن است دیگران درباره‌ی ما فكر كنند یا بگویند و یا حتی ترس از چیزی كه نمی‌شناسیم، در روز گذشته دریافتید كه دو احساس میل به خوشی و نفرت از ناراحتی هدایت كننده‌ی مسیر زندگی هستند آنچه ما را در مسیر زندگی به پیش می‌برد چگونگی شكل‌گیری حلقه‌ی ارتباطی این دو احساس با موارد گوناگون در سیستم عصبی ماست
این به چه معنی است؟ معنایش شرطی شدن است. شرطی شدن یعنی تشكیل یك حلقه‌ی بسیار محكم در مغز بین هر كار و احساس خوشی و ناراحتی.
تفكر مثبت كافی نیست: آیا شما هم از جمله كسانی هستید كه همیشه به فكر به راه انداختن یك كار جدید هستند ولی هیچ وقت این كار را شروع نمی‌كنند؟ چرا تاكنون دست به كار نشده‌اید؟ آیا به این دلیل نیست كه در ذهن شما این كار به معنای تحمل سختی است؟ باید به لحاظ روحی و معنوی تغییر كنید نحوه شكل ‌گیری حلقه‌های ارتباطی را در سیستم عصبی خود معكوس كنید كنید باید ذهن خود را به شكلی برنامه ریزی كنید كه هر گاه در مورد این كار با خودتان صحبت می‌كنید با تمام وجود احساس خوشی كنید با این شكل سیستم عصبی‌تان خوشحالی را با تجارت به حرفه‌ی جدید مرتبط می‌داند یعنی دقیقاً عكس آنچه قبلاً وجود داشت مثبت فكر كردن درباره‌ی زندگی زیباست اما برای فائق آمدن بر مشكلات كافی نیست

 

 بزرگترین مشكل روش مثبت اندیشی این است در اغلب موارد خود را مجبور می‌كنیم كه مثبت فكر كنیم سالهاست كه همراه با كلمه‌ی وینستون، كلمه‌ی سیگار می‌شنویم و مانند سگهای پاولف شرطی شده‌ایم حال با خود بگویید وینستون سیگار خوبی نیست و سعی كنید آن را باور كنید باز هم تكرار كنید وینستون سیگار خوبی نیست باور كنید «وینستون سیگار خوبی نیست قبول دارید؟ نه مثل این است كه به خود بقبولانیم رنگ آبی وجود ندارد اگر چیزی بارها و بارها برایتان تكرار شود ذهن‌تان راشرطی می‌سازد و پذیرفتن آن برای شما بسیار راحت‌تر خواهد بود پس تنها مثبت اندیشی كافی نیست باید عمل كنیم باید نوع پاسخهای شرطی و محركهای پیرامونمان را تغییر دهیم
مسیر سرنوشت:...............................
مسیر سرنوشت در جهت رسیدن به مقصود با چهار مرحله شكل می‌گیرد
1-نیاز، سرآغاز مسیر
2-عمل
3-عكس العمل
4-نتیجه
برای رسیدن به مقصود دلخواه باید این چهار عنصر در اختیار شما قرار گیرد .
می‌خواهید زندگی‌تان چگونه باشد؟ می‌خواهید چه سرنوشتی برایتان رقم بخورد؟ می‌خواهید مقصدتان كجا باشد؟ باید بدانید لازم است چه باورهایی داشته باشید چگونه فكر كنید و هر روز چه اعمالی انجام دهید؟
زمان طراحی بیست سال آینده اكنون است نه بیست سال بعد
به حلقه‌های ارتباطی كه در گذشته در ذهنتان نقش بسته است نگاهی بیندازید چه باورهایی در زندگی شما وجود دارد كه اگر تغییرشان دهید سرنوشتتان عوض خواهد شد؟
ایجاد حلقه‌های ارتباطی مثبت:..................................................
 هر گاه بخواهید در ذهن خود حلقه‌های ارتباطی قوی بسازید باید لذت را كاملاً در خود حس كنید و با تكرار، آن را به هدف مورد نظرتان ربط دهید یعنی درست همان كاری كه سازندگان آگهی‌های تجارتی با شما می‌كنند چرا گمان می‌كنید وینستون سیگار خوبی است؟ چون بارها و بارها این را به شما گفته‌اند و حال با شنیدن كلمه‌ی وینستون فوراً به یاد سیگار خوب می‌افتید هر چه بارها در ذهن تكرار شود در آن تثبیت خواهد شد اما اگر همزمان لذت خود را به وضوح حس كنید، یك حلقه‌ی ارتباطی قوی شكل داده‌اید.
برقراری هماهنگی عصبی:....................................................
 شما چگونه می‌توانید سرنوشت‌تان را تغییر دهید؟ نمیدانم، اما در مورد یك چیز می‌توانم به شما اطمینان دهم، برقراری هماهنگی‌های عصبی مناسب می‌تواند در یك لحظه تغییرات شگرفی در شما و زندگیتان به وجود آورد
آنچه امروز انجام می‌دهید به دلیل احساسی است كه هم اكنون دارید. اگر بتوانید با تغییر احساستان رفتار خود را دگرگون كنید، آینده در دستان شما خواهد بود
بخشش:....................................................................
 از نظر من، بخشش تقسیم تمامی چیزهایی كه خداوند در اختیارمان قرار داده با دیگران است من از بخشش لذت می‌برم و معتقدم: با بخشش، دیگران مرا دوست خواهند داشت و من از لذت محبت دیگران بهره‌مند خواهم شد. احساس دوست داشته شدن،‌لذت بزرگی است و اگر چنین حلقه‌ی ارتباطی در ذهن شكل گیرد. با اینكه هنگام بخشیدن چیزی را از دست خواهیم داد اما احساس لذت و خوشی ما بسیار قوی‌تر از احساس ناراحتی است
چگونه كسی می‌تواند مثل آب خوردن آدم بكشد در حالی كه دیگری جان خود را برای دیگران به خطر می‌اندازد؟ تفاوت این دو در چیست؟ تنها در معنایی كه آنها از دوست داشتن دیگران در ذهن خود ساخته‌اند. شما از این خصلت چه مفهومی در ذهن خود ساخته‌اید؟ مطمئناً هر چه بدان باور داشته باشید در آینده‌ی شما موثر خواهد بود
روزهای خاصی را كه بر شما تاثیر خاصی گذارده است به یاد آورید. در این روزها كدام حلقه‌های ارتباطی در ذهن‌تان شكل گرفته است؟ شاید احساسی كه در شما به وجود امده است كاملاً منفی و در عین حال مفید باشد مثلاً احساس تنفر و ناراحتی از مواد مخدر . اینكه كسی به مواد مخدر روی آورد یا از آن گریزان باشد بستگی به این دارد كه حلقه‌های ارتباطی ذهن او با مواد مخدر به شكل ناراحتی باشد یا خوشی
كوكائین هر ساله صدها میلیون دلار فروش دارد؛‌پر فروشترین محصئول در امریكا
اما چرا این ماده این قدر طرفدار دارد؟ زیرا كوكائین همان كاری را می‌كند كه همه آرزوی آنرا دارند. بلافاصله ناراحتی را از بین می‌برد و خوشی را جایگزین آن می‌كند خوب، حال كه مصرف كوكائین حالتی را به وجود می‌آورد كه همه‌ی انسانها خواستار آن‌اند، پس چرا همه كوكائین مصرف نمی‌كنند؟ برخی در ذهن‌شان كوكائین را با ناراحتی و رنج فراوان ربط داده‌اند ناراحتی به سبب از دست دادن آزادی. من (آنتونی رابینز) هرگز كوكائین مصرف نكرده‌ام زیرا به نظر من كوكائین به معنای از بین رفتن كنترل در زندگی است. در ذهن من معتاد بودن بدترین و منفورترین وضعیتی است كه می‌توان تصور كرد: قرار گرفتن در وضعیتی كه نمی‌توان كاری را از روی اختیار انجام داد مفهوم اعتیاد در ذهن من با احساس ناخوشایند از بین رفتن آرزوها، سرمایه و زندگی ربط یافته است و به همین دلیل من هیچ گاه معتاد نخواهم شد.
اما اگر كوكائین در ذهن كسی با خوشی مربوط شده باشد، او مسلماً در پی آن خواهد رفت.

 

 

روز چهارم(برنامه ریزی عصبی كلامی)

 

 


 
NLPیابرنامه ریزی عصبی کلامی ،برنامه ای جهت کنترل زندگی است .
دراین روش به شماقبولانده می شود که مقصر مشکلات فعلی تان نوع باوروتلقی شما اززندگی ورفتارهای دیگران است. زمانی که پذیرفتید مشکلتان نوع استدلال شماازرفتارهای دیگران است براثررفتارهای دیگران تصّورفوق العاده منفی به ذهن تان خطور نخواهد کرد.شما با این باور به مغزتان می آموزیدکه شخصیت ،رفتاروشیوهای برخورددیگران راهمان گونه که هست بپذیردواین عوامل احساس ناراحتی را به شما تحمیل نکند.این روش تنهابه این دلیل کارسازاست که به کمک روشهای تلقینی ،هماهنگی سیستم عصبی تان تغییر کرده است درواقع بازهم شکل حلقه ی ارتباطی ذهن تان تغییرکرده است.

تغییرمفاهیم :

مطمئناً نام ویکتورفرانکلین راشنیده اید.کتاب او «انسان درجستوی معنا » راتقریباًهمه خوانده اند فرانکلین روانپزشک یهودی بودکه درجنگ جهانی دوّم به اسارت نازی هادرآمد.دران زمان ،اسارت دردست نازی ها به معنی «مرگ حتمی »بود.امّا فرانکلین ازهمان ابتدا ورودبه اردوگاه متوّجه شد دراین اردوگاه ازهربیست و پنج نفر ،یک نفر شا نس زنده ماندن دارد.
امّا چطور؟ اکثراسیران اردوگاه درباره ی مرگ می اندیشیدند ،احسا س می کردندهمه چیزرااز دست داده اند ودنیا برایشان به پایان رسیده است .زبان اغلب انها این بود:
«خداوندا چراچنین سرنوشتی برای من رقم زده ای ؟چرا بایداین همه رنج راتحمل کنیم ؟»ولی عده ی کمی نیز برای رنج خودمعنایی یافته بودند .یعنی بجای تفکر مداوم درباره ی ناملایمات وزجر کشیدن ،به خود می گفتند :
«اکنون رنج می برم امّادوباره به وطنم بر می گردم . بازهم خانه ام را بنا می کنم ودرحالی که درکنار اتش شو مینه روی صندلی راحتی خود نشسته ام ، داستان رنجهایی را که برده ام برای فرزندانم تعریف می کنم »
حلقه ی ارتباطی ناراحتی وخوشی درذهن آنها عکس سایراُسرابودوازاین رو با دیگران فرق داشتندهمان گونه که می بینید،
رازتغییرزندگی جزتغییرمفهوم هادرذهن نیست .رازموفقیت درکاهش وزن ارتباط دادن آن درذهن به خوشی است.نه ناراحتی ،اگر می خواهید تجارت موفقی راآغاز کنید،نبایدآن رادرذهن تان باترس از شکست ارتباط دهید .بلکه باید درذهن شما شروع این کار به معنای لذّ ت وخوشی باشد .موفقیت در ترک سیگار مستلزم این است که ترک سیگار رادر ذهن به مفاهیمی مانند«باترک سیگارچاق می شدم »ویادرهروقت ناراحتم باید سیگاری دود کنم »مربوط نسازیم .
(قدرتمندترین فرددردنیا کسی است که روش تغییر مفاهیم را بخوبی اموخته باشد )
اصل شرطی سازی :
 بعضی از افراد سیگاری از من (انتونی )جهت ترک کمک خواسته بودند ، من موجب شدم سیگار کشیدن درذهن آ نها با ناراحتی بسیار وسیگار نکشیدن با خوشحالی مفرط ارتباط یابد .وروش عصبی _کلامی من کاملاً موثر بودامّادو سه سال بعدهر چه رشته بودم پنبه می شد .کسی که توانسته بود براحتی ترک سیگار کند چند سال بعد ، به هر دلیل دوباره به سیگار رو می آورد از خود پرسیدم چه باید کرد ؟وپس از مدتی به پاسخ رسیدم (اصل شرطی سازی )
بایدخود را در قبا ل آنچه آموخته وباور کرده اید مسئول بدانید ودر عمل به آنها خود را متعهد نمائید من هر روز خود را برنامه ریزی می کنم تا ان روز بهترین احساس را داشته باشم تا جایی که می توانم ببخشم و عالی ترین ومثبت ترین افکار را درسرم بپرورانم .نام این روش (شرطی سازی عصبی _کلامی )است.
وتنها راه موفقیت ، تمرین هر روزه ی این روش است برای از بین بردن یک عادت با مطلوب که طی چندین سا ل شکل گرفته است ،نمی توان انتظار داشت با یک بار به کار گیری روش
NLP کاملاًبه نتیجه رسید .باید هر روز خود را برنامه ریزی کنید تا ذهن تان کاملاً شرطی شود پس از مدت کوتاهی شرطی سازی بخشی از زندگی شما می شود وحتی به ان معتاد می شوید شرطی سازی را حتی در اجرای برنامه های کا مپیو تری ویا تنظیم سازها مانند پیانو می توان دید .اغلب اوقات برای اجرای درست یک برنامه کا مپیو تری لازم است چندین بار عملیات نصب برنامه تکرار شود تا کامپیو ترمان بدان شرطی شود وارتباط الکتریکی لازم برقرار شود وحتی بعد از ماهها باز کامپیوتر شما نیاز به نصب وشرطی شدن دارد .
سه گام تا تغییر :
1_جهت ایجاد تغییر ابتدا باید باور کنید که این تغییر ضروری است

باید به جایی برسید که معتقد شوید این تغییر (باید )صورت گیرد و(شما )باید آنرا به وجود آ ورید .
2_درذهن خود چنبن معادله ای بسازید(تغییر نکردن مساوی است با ناکامی
اگر نتوانید این را بطه رادر ذهن خود به وجود آورید مسلماًبه آنچه تا کنون آموخته اید عمل نخواهید کرد.
پس ازاینکه باور کردید تغییر شخصیت تان ضروری است ،باید حلقه های منفی محدود کننده ی موجود در مغزتان را بشکنید وارتباطهای جدید ومثبتی درآن شکل دهید .برای این منظور به محض اینکه احساس می کنید این حلقه در حال شکل گیری است ،چیزی بنویسید یا از خود سوال بکنید که اصلاً ربطی به آنچه در فکرتان می گذرد نداشته باشد .به این شکل فکرتان را منحرف می کنید ونمی توانید براحتی گذشته حلقه ی ارتباطی ذهن تان را محکم کنید .به تدریج این حلقه سست تر می شود ودر نهایت از بین می رود .
مغز مثل ضبط صوتی است که میلیونها آهنگ درآن ذخیره شده است هر زمان که بخواهید می توانید یکی از این آهنگها را گوش دهید هر اهنگ احساس متفا وتی در شما به وجود خواهد آورد .
در واقع باید دستگاه بخش صوت مغز را خودمان تحت کنترل بگیریم اگر آهنگی هست که همواره موجب بروز احساسی ناگوار درشما می شود انرا از مغزتان بیرون بکشید روش من برای از بین بردن این آهنگهای ذهنی این است که نوار بخش موسیقی را آنقدر جلو وعقب بکشیم که کاملاًاز کار بیفتد
 3_خود را با این حلقه ی ارتباطی جدید شرطی کنید .
اکنون زمان تغییر است : به خاطر بسپارید که نباید برای تغییر دادن خود منتظر روز مناسب باشید بلکه با تغییر دادن خود روزهای مناسب رئیس به چنگ خواهید آورد بیش از این متحمل ضرر نشوید .همین امروز برای تغییر روحیات منفی خود اقدام کنید .
تمرین امروز:
دفترچه موفقیت خود را بردارید .چهار رفتار ،عادت ،اندیشه ،یا تصوری را که معتقدید باید در شما عوض شود در دفتر چه یا داشت کنید .
مرحله اول :حالا برای بر طرف کردن رفتاری که مدتهاست در تغییر آن موفّق نبوده اید،ابتداخود رابه نقطه عطف برسانید چگونه ؟برای هر یک از مواردی که یاداشت کرده اید ده دلیل بنویسید که لزوم این تغییر را توجیه کند بنویسید اگر این تغییر را ایجاد نکنید چه چیزهایی را از دست خواهید داد .اکنون بنویسید چرا تاکنون نتوانسته اید این تغییر را در خود به وجود آورید .اگر بتوانید دلایل تان را بروشنی بیان کنید می توانیدمطمئن باشید که به نقطه عطف رسیده اید.
مرحله دوم: باید آن حلقه ی ارتباطی را که در گذشته در ذهن تان شکل گرفته است بشکنید وارتباط دیگری را جا یگزین آن نماءید.شاید مشکل شما این باشد که بر سر هر مسئله ی بی ارزشی با همسر خود بگو مگو می کنید  برای حل این مشکل طر حی بریزید .مثلاًمی توانید درمیان بحث نا گهان صدای عجیب وغریبی از خود درآورید.مثلاًووُپ _ووُپ!بااین روش حا لت منفی همسرتان را نیز از بین خواهید برد مسلماًاو دست از جّر و بحث می کشد ومی پرسد «ایندیگر یعنی چه »ویا حتی می خندد .فضای بین شما تغییر می کند ومی توانید مشکل تان را به شکلی را به شکل منفی وبه منظور رفع آن ،مطرح کنید زیرا دیگر درگیر حلقه ی منفی ذهن تان نیستید .
مرحله سوم : این مراحل را بارها وبارها در ذهن خود تکرار کنید تا به صورت عادت در آید (شرطی شوید )برای شرطی شدن ،مرتب درذهن خود به بررسی آینده ای که در آن رفتار یا عادت خود را کنار گذاشته اید وبه فواید متعددی که به دست آورده اید بپردازید این لذت را با تمام وجود حس کنید وتا زمانی که این طرح جدید در ذهن شما به شکل عادت در نیا مده است ،به این کار ادامه دهید .شاید دشوار باشد ،زیرا شیوه ی جدیدی در زندگی شما ست ، امّا به آن عادت خوا هید کرد.مسلماً زمان یادگیری دو چرخه سواری را به یاد دارید ؟آن زمان نیز دوچرخه سواری برای تان نا آشنا ودشوار بود وبه همین دلیل بارها از روی دوچرخه می افتادید امّا لذت دو چرخه سواری به قدری بود که با خود می گفتید:«باید یکبار دیگر هم امتحان کنم »
لذّت خوشبخت بودن بزرگترین لذّت دنیاست ،پس اگر این بار هم افتادید ،نا امید نشوید و  بازهم امتحان کنید .هر بار که این کار را انجام می دهید تجربه ی بیشتری به دست خواهید آورد .آن قدر ادامه دهید تا به نتیجه برسید .

تا بعد....................................





نوع مطلب : آنتونی رابینز، موفقیت، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :