تبلیغات
پرطرفدار - موفقیت نامحدود در 20 روز (5)
 
پرطرفدار
ایستادگی كن تا روشن بمانی شمع های افتاده خاموش می شوند...
درباره وبلاگ


هرچه می خواهی آرزو كن هرجایی كه می خواهی برو هرچه كه می خواهی باش چون فقط یكبار زندگی می كنی و برای انجام آنچه می خواهی فقط یك شانس داری... هیچ كس مجبور نیست كاری انجام دهد كه دوست ندارد...
در این وبلاگ هر هفته یكی از بزرگان علم روانشناسی به همراه آثار وی معرفی خواهد شد.
پیشنهادات و انتقادات خود را با ما در میان بگذارید

مدیر وبلاگ : میترا علیزاده
نویسندگان
نظرسنجی
آیا محتوای وبلاگ مفید است؟





روز هفتم

راز موفقیت

درس امروز ما درباره ی اعتقادات و ارزشها ما و یا به عبارت دیگر منابع موفقیت یا شكست در زندگی ماست، «اعتقاد» یعنی آنچه شما را مجبور به عمل میكند. آنچه بدان اعتقاد داریم، عامل اصلی بروز هر رفتاری است.
شاید بگویید تو كه میگفتی ناراحتی و خوشی عامل كنترل كننده ی رفتار در زندگی هستند. بله درست است اما همه ما در طول زندگی آموخته ایم به سطوح مختلف ناراحتی یا خوشی اسمی بدهیم و این اسامی همان ارزشهایی هستند كه از آن صحبت میكنیم.

ساختار ارزشها.....................................

ذهن ما دارای صافی است و هر چه به مغز میرسد باید از این صافی بگذرد. بخش زیادی از محیط پیرامون و برداشتهای مان از زندگی هنگام گذاشتن از این صافی حذف میشوند به عبارت دیگر به چیزی توجه خواهیم كرد كه برایمان ارزشمند باشد و باقی را نمی بینیم، یا دست كم كمتر به آنها توجه میكنیم. ارزشهای ما هستند كه به ما میگویند لذت چیست و چه رفتارهایی موجب خوشحالی و لذت میشود ارزشهایی چون عشق، زیبایی، قدرت، ماجراجویی، احساس امنیت و... ارزشهایی هستند كه ما را به طرف خود میكشد و ما سعی میكنیم در زندگی فقط در جهت به دست آوردن آنها حركت كنیم. اما شكل تلاش ما بستگی به این خواهد داشت كه كدام یك از این ارزشها برایمان بیشتر اهمیت داشته باشد.

 

 


به عنوان مثال برای كسی كه ماجراجویی در صدر فهرست ارزشهای او قرار دارد احتمالاً احساس امنیت كمتر واجد اهمیت است. مسلماً در دعوت از وی برای پرش از هواپیما و سقوط آزاد تردید نخواهید كرد زیرا او از ماجرا جویی لذت میبرد اما اگر در میان دوستان شما كسی باشد كه احساس امنیت برای او بیشترین ارزش را داشته باشد وی مسلماً دعوت شما را برای این ورزش نخواهد پذیرفت.
شما نیز خوب فكر كنید و دریابید آیا هدفتان و ارزشهای مهم زندگیتان هر دو همسو عمل میكنند یا نه؟
اگر جهت این دو یكسان نباشد بدانید كه هیچ گاه موفق نخواهید شد.
گاهی نیز عدم موفقیت افراد به این دلیل است كه آنها همزمان دارای دو ساختار ارزشی متفاوت هستند این افراد همواره در تضاد و كشمكش با خویشتن به سر میبرند و برایشان نیرویی جهت پیش بردن اهدافشان باقی نمیماند.
ممكن است در لیست اهدافتان كلماتی چون خانواده، پول، یا اتومبیل نیز وجود داشته باشد. اما باید بدانید چیزهایی مثل خانواده یا پول ارزش محسوب نمیشود بلكه آنها ابزارهای رسیدن به ارزش هستند.
شما خانواده را فقط برای اینكه همسر یا فرزند داشته باشید نمیخواهید بلكه آنچه آرزوی شماست ارزشهایی است كه تصور میكنید با داشتن خانواده به آنها دست خواهید یافت. ارزشهایی مانند عشق، احساس امنیت یا رابطهای معنوی. یا پول ابزاری است برای رسیدن به قدرت، حق انتخاب و یا آزادی بیشتر و یا هر چیزی كه برای شخص شما مهم است. در قدم بعدی مشخص كنید از چه احساسها و حالتهایی اجتناب میكنید و فهرستی از این ضد ارزشها تهیه كنید. این كار از اهمیت ویژهای برخوردار است. زیرا مغز بیشتر در پی اجتناب از درد و ناراحتی است تا به دست آوردن خوشی

تضاد برخی اهداف و ارزشها....................................
برای رسیدن به اهدافتان باید ارزشهای خود را بشناسید و توانایی تغییر دادن آنها را داشته باشید. در غیر این صورت عنان سرنوشت خود را در دست نخواهید داشت. عقاید و باورهای شما در كیفیت زندگیتان تأثیر عظیمی دارند. اغلب ما در زندگی ارزشهایی داریم كه ما را به بن بست می کشانند و ما هیچ کلیدی را برای خارج شدن از این بن بست نداریم. ارزشهایی که بنحوی در ذهن ما تعریف نشده باشد و ما آگاهانه آنها را نشناسیم كمكی در جهت رسیدن به اهداف به شمار نمیآیند. اگر احساس امنیت برای شما ارزش است باید بدانید این احساس واقعاً برای شما چه تعریفی دارد. آیا نداشتن ترس از حمله ی یك فرد ناشناس در دل شب برایتان احساس امنیت در بر خواهد داشت و یا این احساس برایتان به معنای دست نزدن به هر گونه ماجراجویی و خطر كردن در كارهاست؟ علاوه بر این باید كاری كنید كه بین ارزشهای شما هیچ تضادی وجود نداشته باشد مثلاً اگر برای شما ماجراجویی و موفقیت از جمله مهم ترین ارزشهاست نمیتوانید ترس از شكست را در صدر فهرست ضد ارزشهای خود قرار دهید زیرا لازمه ی ماجراجویی و موفقیت تحمل شكست است.


شما از همین الان میتوانید هر احساسی را كه بخواهید در خود به وجود آورید چگونه؟

مثلاًاگر میخواهید احساس موفقیت كنید میتوانید فوراً آن را بدست آورید. امتحان كنید. حالتی را كه هنگام موفقیت به خود میگیرید تصور كنید و همان گونه بنشینید، راست بنشینید همان طور كه هنگام خوشحالی تنفس میكنید، نفس بكشید چهره ی آرامی به خود بگیرید. اگر در چنین مواقعی میخندید حتماً بخندید. اگر این تمرینها را هر روز انجام دهید بزودی متوجه خواهید شد كه هر روز شادتر از دیروزید و كاملاً احساس موفقیت میكنید و عجیبتر اینكه  موفقیت نیز به سوی شما خواهد آمد. باور كنید، زیرا احساس ما چیزی جز تشعشعات مغزمان نیست تنها راه بدست آوردن احساسهای مناسب این است كه جسم را در موقعیت مناسب قرار دهید و فكرتان را بر مسائلی كه از آنها تصور دلپذیری دارید متمركز كنید .اغلب مردم عكس این عمل می كنند آنها قوانین و ارزشهایی را در بازی زندگی تنظیم كرده اند كه پیروزی را تقریباً غیر ممكن و زندگی را دشوار و عذاب آور ساخته است بنابر این همواره ناراحت و عصبانی اند.

ارزشهای مثبت زندگی....................................
مغز انسان خود انگاره ی (تصوری كه فرد از خویشتن دارد) شما را، چه حقیقت داشته باشد یا خیر تأیید خواهد كرد. عقاید اصلیتان دروازه قدرت و توانایی پنهان شماست.
عقایدند كه تعیین میكنند چه سوالی از خود بكنید. اگر باور شما نسبت به خودتان از موضع ضعف باشد سوالاتی كه از خود میكنید همان سوالات بی انتهایی است كه با چرا شروع میشود. برای كسب موفقیت ناچار عقاید اصلی و اولیهی خود را تغییر دهید باید باورهایی بدست آورید كه شما را حمایت كنند.
هر روز، روزِ موفقیت .............................
من معتقدم هر روز میتوان موفق بود. پس اگر امروز من ناراحت هم باشم چیزی عوض نمیشود. باز هم آن روز روز موفقیت است و میتوان از آن لذت برد .

شما میتوانید در مراحل رسیدن به هدفتان نیز از زندگی لذت ببرید. زیرا پس از دست یافتن به هر هدفی، به این نتیجه میرسید كه «همه اش همین بود» و به دنبال هدف دیگری خواهید رفت پس بیاموزیم از «خود زندگی و از تلاش برای رسیدن» لذت ببرید نه از «نتیجه و حاصل آن» میتوانید عاشق پرواز باشید و از پرواز لذت ببرید بدون اینكه به این فكر باشید كه كی به مقصد میرسید.
زندگی مقصد نیست،زندگی حركت به سوی مقصد است و باید از آن لذت برد.
تمرین امروز .....................................
برای تمرین اول در دفترچه ی موفقیت خود پاسخ این سوال را بنویسید، چه چیزی در زندگی برایم بسیار با ارزش است؟ به خاطر داشته باشید باید ارزش نهایی را بنویسید، نه پول، اتومبیل یا خانه.
سپس احساسی را كه با داشتن این ارزشها به دست میآورید یاداشت كنید: خوشی، لذت امنیت،... . حالا به ارزشهایی كه نوشته اید بر حسب الویت شان شماره بدهید: درجه اول - دوم - ... تصور كنید در فهرست ارزشهای شما موفقیت در اولین رده و عشق در مرتبه دهم باشد.
مسلماً زمانی كه لازم است از میان رفتن به خانه و یا ماندن در محل كارتان تا ساعت 10شب یكی را انتخاب كنید كارتان را ترجیح میدهید. اما اگر عشق در درجه اول قرار دارد، میگویید هر قدر كه كار داشته باشم مهم نیست باید اكنون نزد همسرم برگردم زیرا برای شما دوست داشتن یك نیاز اساسی است. پس باید به الویتهای زندگی خود پی ببرید زیرا باورهای اساسی شماست كه زندگیتان را هدایت میكند. پس از شناختن ارزشهای اصلیتان، بهتر است به قوانین مربوط به آنها نیز پی ببرید.
برای شما عشق ارزشی بسیار مهم است. بسیار خوب، اما برای بدست آوردن عشق یا بخشیدن آن چه میكنید.
در چه صورت احساس میكنید از عشق محروم شدهاید؟ در چه صورت احساس میكنید فردی دوست داشتنی هستید؟
تابعد...

 

 

 

روز هشتم

 

 باورهای خود را تغییر دهید

 

 

چگونه عقاید خود را تغییر دهیم؟
شما میدانید چگونه باید هرعادتی را تغییر داد. سه كلید طلایی شرطی سازی را بخاطر میآورید؟
1- باید به نقطه عطف برسید:یعنی با تمام وجود حس كنید چیزی باید تغییر كند.
2- باید حلقه ی ارتباطی موجود در ذهنتان را وارونه كنید:آنچه به ناراحتی ربط داده اید باید به خوشی ارتباط دهید و بر عكس.
3- باید خود را شرطی كنید تا برای همیشه این حلقه ی ارتباطی جدید پا بر جا بماند.
پس باید اقداماتی كه برای تغییر عقایدمان در پیش خواهیم گرفت بر همین اساس باشد:

1- عقایدی را كه میخواهید واقعاً تغییرشان دهید مشخص كنید،
 و از آنها آنقدر احساس ناراحتی كنید كه بخواهید همین امروز تغییرشان دهید؛ آنقدر كه مغزتان به این نتیجه برسد كه با داشتن چنین باوری، باید ناراحتی فوق العاده ای را متحمل شود.

2- اكنون باید عقیده تان را تغییر دهید، اما چگونه؟
 راجع به تمام ضررهایی كه بابت این باور متحمل شده اید، فكر كنید. نه تنها فكر بلكه نتایج آن را با تمام وجود احساس كنید. پس از این، باید عقیده و باور جدیدی را جایگزین آن كنید مثلاً: « جوانی مترادف با شادی است. جوانی یعنی انرژی و نشاط، چون من شاداب هستم قدرت بیشتری دارم.» به جای این عقیده كه: « جوانی یعنی بی تجربگی و ضعف، پس نمیتوان كارهای بزرگ را به عهده گرفت».
پس از خلق عقاید جدید باید آنها را در ذهنتان به خوشی ربط دهید. چطور! خیلی راحت، با فكر كردن در مورد نتایجی كه با پی گرفتن این باور به دست خواهید آورد.
3- در آخرین مرحله باید مغز را با این الگوی جدید شرطی كنید.
 آنقدر كه باید در مورد عقاید جدیدتان فكر كنید و نتایج شیرین حاصل از آن را حس كنید تا خود را شرطی نمائید؛ تا جائیكه مثلاً هر گاه كلمه ی «جوانی» را میشنوید بی هیچ زحمتی احساس خوشی، قدرت توانایی و هیجان سر تا پای وجودتان را در برگیرد. این كلمه فقط با تمرین و تكرار میسر خواهد بود. هر روز پنج تا شش دقیقه فكر و تمركز كنید.
دیگران را عوض كنید ...................
زمانی كه با دیگران درباره ی عقاید قدرت بخش صحبت میكنم اغلبشان میگویند: «امكان ندارد بتوانید كسی را عوض كنید. هر كس نظام فكری خاص خود را دارد. اما من معتقدم هر كس از هر سنی میتواند خود را تغییر دهد.» تفاوت تنها در مدتی است كه مردم نیاز دارند تا به نقطهی عطف برسند، و با تمام وجود درك كنند كه زمان تغییر رسیده است. برخی از مردم از تغییر میترسند. آنها میگویند: «من سالهاست به همین روش زندگی كرده ام» ولی بدانید كه در معادله ی زندگی، گذشته با آینده برابر نیست
جریان زندگی رو به جلو است و نمیتوان در گذشته باقی ماند. میگوئید در گذشته امتحان كرده ام اما نشده است؟ اشتباه مطلق!
نباید آنچه را در گذشته انجام داده اید و از آن نتیجه نگرفته اید به بایگانی ذهن بسپارید. باز هم امتحان كنید، شاید با روش دیگری به نتیجه برسید. اگر ادیسون هم تسلیم شكستهای گذشته میشد هیچ وقت قادر به اختراع نبود. او نهصد و نود و نه بار ساختِ لامپ الكتریكی را امتحان كرد، و موفق نشد اما از پا ننشست

 
هیچ وقت روزهای گذشته مشكل ایام آینده را تعیین نمیكنند. «گذشته تنها یك منبع اطلاعاتی است.» همواره در هر موقعیتی میتوان به نتیجه رسید؛ اصلاًمهم نیست كه در زندگی چه بر سرتان آمده و یا حل مشكل شما چقدر دور از ذهن به نظر میرسد؛ اگر باور كنید كه هر مشكلی راه حلی دارد حتماً راه حل آن را خواهید یافت.
تمرین امروز
سفر به گذشته و آینده: « الگوی دیكنز »
1- بدن خود را در قالبی قرار دهید كه شما را به بالاترین سطح انرژی و نشاط برساند.
حالا، دو باور جدید بسازید:
- من خیلی جوان هستم، وجودم پر از قدرت است و قرار است این قدرت را بكار گیرم.
- من مدرك ندارم، اما خدا را شكر!من دكترای توانایی دارم، قادرم هر كاری را به پایان برسانم.
- پول زیادی ندارم اما همان مقدار سرمایه اندك نیز برای شروع یك كار جدید كافی است.
كار كوچكی میتواند در آینده به پروژهای بزرگ تبدیل شود.
اگر باور قدیمی شما این بوده كه «من زشت هستم » باور جدید شما نباید این باشد كه «من تا حدی جذاب هستم » این باور، باور قوی و مثبتی نیست.
2- یك نفس عمیق بكشید و به آرامی بازدم خود را بیرون دهید.
 چشمانتان را ببندید. این مرحله، یعنی مرحله انتقال و تثبیت عقیده ساده تر است، زیرا اكنون حلقه ی ارتباطی قدیمی شكسته شده و خلأی برای یك باور قدرتمند بوجود آمده است.
3-تصور كنید به مدت 5سال با این عقاید جدید زندگی خواهید كرد.
 اكنون، یعنی پس از 5سال زندگی با این باورهای جدید، كجا هستید؟ چه كسب كرده اید؟ چه اندازه پیشرفت كرده اید؟ به آینده نگاه كنید. میخندید؟ پر انرژی و سر زنده اید؟موقعیت مالی شما چگونه است؟ جسمتان در چه موقعیتی قرار دارد؟ سالم ترید؟ با نشاط ترید؟ ارتباطتان با خدا چگونه است؟
ده سال گذشته است. یك دهه با این عقاید زندگی كرده اید در آینه به چهرهتان نگاه كنید. سر زنده تر هستید یا خیر؟ پر انرژی به نظر میرسید؟ وقتی تصور میكنید باقی عمر را به همین شكل سپری خواهید كرد، چه حس میكنید؟ بیست سال جلو بروید. دو دهه است كه باورهایتان به شما قدرت می بخشند پس دیگر جای سوال نیست. مسلماً احساس بسیار خوبی دارید.
تصمیم بگیرید. كدام سرنوشت را بر می گزینید؟ میدانم كه میخواهید به امروز برگردید و مشتاقانه به دنبال سرنوشتی باشید كه مجسم كرده اید. تمرین امروز را با دقت انجام دهید زیرا سرنوشت شما را رقم خواهدزد.
تا بعد...





نوع مطلب : آنتونی رابینز، موفقیت، 
برچسب ها : موفقیت نامحدود، آنتونی رابینز، تونی رابینز، موفقیت، 20 روز،


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :